زنگ زبان
نویسنده : لیلافیضی - ساعت ۱٠:٥٩ ‎ق.ظ روز ۱۳۸٩/۸/٢
 

هفته ای دو ساعت زبان دارم . قبل از این که معلم سر کلاس بیآید خدا خدا  میکنم که از من درس نپرسد چون هیچی بلد نیستم.وارد میشود. سرم را آنقدر پایین میگیرم که مرا نبیند. ولی افسوس که از شانس بد من ،انگارکه فقط من توی کلاس هستم .خب چرااز شاگرد اول ها درس نمی پرسند؟ فقط من!آخرش هم تجدید.اصلا اون با من لجه........آخ


همکار گرامی:

طبق تجربه ای که من حقیر وشما در مورد چنین دانش آموزانی داریم،چه باید کرد؟ آیا زبان انگلیسی مانند فیزیک وریاضی درس سختی است یا فقط یک غول تصور شده ؟(پس چرامی گویند ساده ترین زبان دنیاست !) مشکل کجاست؟ برنامه ی آموزشی ، دبیر یا دانش آموز ؟

وقتی به کلاس میرویم به کدام دانش آموز فکر کنیم؟دانش آموز زرنگ یا ضعیف؟

حق با ماست یا آنها؟ایا ما با آنها دشمنی داریم یا واقعا دوستشان داریم؟

بارها دور هم جمع شدیم و به اصطلاح جلسه گرفتیم وفقط و فقط یک بحث را پیش کشیدیم:ساعات کم است.کتابها قدیمی است و چون تغییر شان از حوزه اختیارما خارج بود ،هیچ کاری نمیتوانستیم انجام دهیم و بازادامه کارو همان آش و همان کاسه و در انتهادرصدهای قبولی آنچنانی...خیال باطل

 


 
comment نظرات ()